|
شعر بايد حسي را در انسان بيدار كند ذوقي را برانگيزد ....شعر بايد
حالتي در آدم برانگيزد. مانند اشعار فردوسي، سعدي يا حافظ. من
مجموعهاي دارم كه تا چند ماه ديگر منتشر خواهد شد كه شامل اشعار
شعرايي است كه از سال۱۳۰۰ تا ۱۳۷۷ شعر سرودهاند نظير ملك الشعرا،
دهخدا و..... از هر شاعري چند شعر انتخاب كردهام و نميگويم كه خيلي
استثنايي و يگانه است ولي مجموعه بسيار خواندني و خوب از شعر معاصر است
و بسياري از اشعاري كه در اين ۷۷ سال گفته شده، شايد به نظر مردم
نرسيده باشد. به عنوان مثال شادروان حبيب يغمايي مدير مجله يغما، شعري
دارد كه فقط به خاطر دستگيري مهندس رضوي، رئيس مجلس، بعد از مرداد ۳۲
كه شاه دوباره برگشت، گفته است . شما وقتي اين مجموعه شعر را ورق
ميزنيد متوجه ميشويد كه مسير شعر ما از كجا شروع شده و به كجا رسيده
است. فرض كنيد در اين كتاب از شاعري به نام محمد عاصمي نام برده شده كه
سالهاست مجله كاوه را در آلمان منتشر ميكند . او شعري براي اشك
هنرپيشه دارد . يك هنرپيشه كمدي با همان گريم سبز و سرخ و آبي قصد دارد
روي سن برود كه به او خبر ميدهند فرزندش مرده است، هنرپيشه روي سن
ميآيد و با وزن و قافيه زيبا اظهار ميدارد كه امشب كودك من مرده و من
نميتوانم براي شما صحبت كنم و اجازه بدهيد بروم . جمعيت براي او دست
ميزنند و ميگويند عجب نقشي بازي ميكند . اين شاعر اصلا“ اسمش جزو
شاعران نيامده است ولي اين قطعهاش هميشه در يادم هست. من هميشه ياد
مرحوم ملك ميافتم كه در مقدمهاي كه از خانم پروين اعتصامي ياد كرده
نوشته بودند اگر اين خانم همين يك غزل را هم گفته بودند از نظر ما شاعر
بزرگي بودند . يعني ممكن است كسي مانند حافظ ۵۰۰ عدد غزل نداشته باشد
ولي يك غزل بگويند كه جميع لطايف غزل در آن مستتر باشد .
مهدي اخوان ثالث (م.ا.اميد):
زمستان
سيمين بهبهاني: رنگ ها زدم ...
هوشنگ ابتهاج (ه.ا. سايه):
تشويش
نادرنادرپور:
فالگير
سياوش كسرايي
:
مست
محمدرضا شفيعي كدكني:
حتي به روزگاران
فرخ تميمي:
در كدامين صبح
حميد مصدق:
پيش درآمد
سياوش مطهري:
غزلك
|